پیوند ها
آمار بازدید سایت

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 18
مقدمه
عموم كارشناسان سلامت روان بر نقش و اهميت شادكامي در زندگي تاكيد كرده و آ ن را مهمترين علل ارتقاي سلامت در افراد جامعه مي دانند ، يا به نظر مي رسد شادكامي ، حلقه مفقوده سلامت رواني در جامعه ماست، جامعه اي كه در آن ف روشها و بهانه هاي گوناگوني براي گريستن به رسميت شناخته شده، اما روشها ي ابزار شادماني ، بسيار محدود و مبهم است . ( روانشناسي سلامت ، انتوني جي كرتيس ، انتشارات بعثت، 1382) دكتر محمد رضا خدايي، ر ِئيس بيمارستان رازي ، با اشاره به اين اينكه اختلال هاي رواني ساده مي توانند زمينه بروز بيماري هاي رواني را ايجاد كنند، گفت: كاهش شادي در جامعه از مهمترين علل بروز اين اختلالات رواني است و بايد تلاش كنيم شادي و اميد را در جامعه تقويت كنيم . وي افزود : متاسفانه در جامعه ما ا ر تبا طا ت چهره به چهره كمتر شده واين روابط جاي خود را به ارتباطات اينترنتي داده اند و همين امر باعث شده كه روز به روز بر شيوع اختلالات رواني افزوده شود . اما با وجود نقش غير قابل انكار شادكامي در زندگي آيا مي توان صرفا كاهش يا نبود آن را از مهمترين علل بروز اختلالات رواني دانست ؟ دكتر كوثر سيم يا ر يا ن ، مسئول نشريه بين ا لمللي روان شناسي ايران ، در پاسخ به اين سوال و با اشاره به اينكه مسلماً شاد كامي در جلو گيري از بروز بسياري از بيماري هاي مؤثر است، مي گويند : اينطور نيست كه بگوييم نبودن شادكامي ، فرد را كاملاً در خطر بروز بيماري هاي رواني قرار مي دهد ، چون در خيلي از جوامع شاهديم افراد كمتر از خود واكنش شادي را بروز مي دهند، اما مبتلا به اختلالات رواني هم نيستند . وي با تاكيد اينكه نبايد اينطور بيان كنيم كه كاهش شادكامي از مهمترين علل بروز اختلالات رواني است ، بلكه بهتر است كه بگوييم شاد كامي و اختلالات رواني همبستگي بالاي نسبت به هم دارند وي ادامه ميدهد؛ تحقيقات نشان داده اند كه شاد بودن مسلماً در كاهش استرس، اضطراب و افسردگي بسيار مؤثر است ، چون شادي و خنده منجر به كاهش هورمون آدر نالين و هيدروكورتيزون شده و روي تمام واكنش هاي بدن تاًثير مي گذارد .
در عين حال روان شناسان معتقدند كه تا به حال آن قدر كه بيماريها و اختلالات رواني پرداخته شده و براي آنها انواع و اقسام درمان هاي دارويي در نظر گرفته شده است ، به وجه ديگر سلامت رواني ، يعني همان احساس شادي در زندگي به اندازه كافي پرداخته نشده است .
بيان مسئله
خانم الزابت هارلك ،(روان شناس ، مثلث شاد كامي ، محبوبيت ، و مقبوليت و موفقيت 30مرداد1387) معتقد است كه شاد كامي مثلثي ايت با سه عامل محبوبيت ، مقبوليت و موفقيت؛ يعني انسان شاد ، انساني است كه در درجه اول روحش پر از دوستي ديگران باشد مطمئن باشد كه ديگران دوستش دارند و او نيز علاقه مند است
از طرف ديگر انسان براي شاد بودنش بايد مقبوليت نيز داشته باشد ، اما مسؤليتي اجتماعي به او ندهيد. مقبوليت بيشتر در ارتباط اجتماعي و در پذيرفتن مشاركتهاي اجتماعي مطرح مي شود . بٌعد ديگر هم موفقيت در كار است . در مجموع اين سه عنصر شادكامي به همراه مي آورند، و در عين حال، خود اين عوامل نيزبر يكديگر اثر مي گذارند .
هيچ فكر كرده ايد چرا وقتي مي خواهيم دوستي را به خاطر آوريم ، بيشتر چهره شاد و خندانش به ذهن مي رسد ، شايد فطرت ما نا خود آگاه همه انسان ها را شاد مي خواهد . هدف از طرح اين موضوع دنبال كردن بحث شادي ونشاط و مكانيزم توليد است . راستي چگونه يك جوان مي تواند شاد باشد؟ آيا فقط با كسب موفقيت و كاميابي هاي كه مورد تاييد جامعه است ، مي توان به شادي و نشاط رسيد؟ آيا عوامل ديگر مي توانند موجب شادي در افراد شوند ؟ آيا شادي تنها در قالب هاي ظاهري تجلي مي يابد يا در نمودهاي غير ظاهري نيز دارد ؟ با توجه به اين كه يك مشكل عمده مشكل جوان ها است ، اين بحث مفيد ، چندان مورد مطالعه قرار نگرفته استۀ خوب است بحث را از اينجا آغاز كنيم كه وقتي ما جواني را مي بينيم ، از كجا مي توانيم متوجه شويم اين جوان شاد است؟ در حال حاضر ، يك سري استاندارد هاي در خصوص شادي و نشاط مورد توافق همگان قرار گرفته است ۀ چهره شاد ، وجود لبخند برلبان ، لباس مناسب ، جنب و جوش ويژه و ... ملاك شادابي شناخته مي شوند.
حال اگر اين شادي و نشاط ، شادي پايدار و ريشه دار باشد، در نتايج زيادي را براي فرد شاراب در پي خواهد داشت . بزرگترين نتيجه اي كه يك جوان شاداب بدست خواهد آورد ، موفقيت اودر امور مختلف است پيامد دوم اين شادي و نشاط افزايش ارتباطات اجتماعي است . علاوه بر آن جوان شاد از سلامتي جسمي و روحي خوبي برخوردار خواهد بود؛ اما نكته اساسي اين است كه عوامل پديد آورنده شادي چيست ؟خوب است براي بررسي علل شادي ، ما شادي ها را به دو دسته كلي شادي هاي زود گذر و شادي هاي پايدار تقسيم كنيم . فايده هاي كه براي شادي بيان كرديم آن زماني بدست مي آيد ه ما به يك شادي با دوام و ريشه دار رسيده باشيم كه انگليسي ها از آن به happyness تعبير مي كنند و در ادبيات ما با عناويني همچون سعادت و خوشبختي از آن ياد مي شود.
بين مقوله هاي انساني رابطه خطي وجود ندارد ؛ بطوري كه به سادگي بگوييم ((الف))باعث ((ب)) مي شود مقوله هاي انساني بيشتر ارتباطي حلقوي شكلي با هم دارند ؛ براي مثال ، شادي و شاد كامي يك دانشجو با عث موفقيتش مي شود و موفقيتش نيز اثر متقابل روي شادي و نشاط او خواهد داشت . (خانم اليزابت هارلك نوشته محمد رضا گلزاري ،استاد يار دانشگاه علامه طبا طبايي، مرداد1387)تحقيقات نشان مي دهد كه جنسيت و تا حدودي سن، بر رضايت فردي ، اثر وي نهند، به گونه اي كه زنان كمتر از مردان احساس شاد كامي مي كنند و يا افزايش سن نيز بر شادكامي از اوضاع فردي ، افزوده مي شود . همچنين زنان مسن ، شاد كامي و اميد واري بيشتري نسبت به مردان دارند . (ايزنگ مايكل ،روان شناسي شادي ، 1375 تهران ، انتشارات بدر) ميان متغير تحصيلات و شادكامي نيز ارتباط مستقيم وجود دارد ، بطوري كه با افزايش تحصيلات ، شادكامي نيز افزايش مي يابد . بر اساس تحقيقاتي كه انجام شده در زنان ايراني متاهل بودن ، شاغل بودن و نيز تحصيلات بالا با رضايت بيشتر از زندگي رابطه دارد .(عابدي ، محمد رضا ، شادي در خانواده،1387انتشارات مطالعه خانواده ).
اهميت و ضرورت پژوهش:
انسان را موجودي جستجو گر دانسته اند ، آدمي وقتي حقيقتي را بدست مي آورد ، آرامش مي يابد ، از اين روست كه پژوهش و پژوهشگري در طول تاريخ بشر استمرار يافته است و انسانها بدون آن كه از پژوهش خود سودي حاصل كنند آن را محقق مي سازند . انسان در طول حيات خويش با بحران ها و استرس هاي فراوان مواجه است و با توجه به اينكه معمول ترين پاسخ افراد به فشار رواني اضطراب و استرس و افسردگي است ، به بررسي تاثير شاد كامي در بروز اختلالات رواني از جمله: اضطراب ، استرس و افسردگي مي پردازيم .
بررسي و تحقيق صورت گرفته از كليه دبيران آموزش و پرورش ناحيه 1زاهدان مي باشد كه رابطه بين شادكامي و بروز اختلالات رواني از جمله اضطراب ، استرس و افسردگي را مورد ارزيابي قرار مي دهد.
اهداف پژوهش :
با توجه به اينكه شادكامي از متغير هاي مختلفي تاًثير مي پذيرد ، مهمترين اهداف پژوهش حاضر ، عبارتند از اينكه آيا بين شادكامي و بروز اختلالات رواني از جمله : افسردگي ، اضطراب و استرس و متغير هايي از قبيل ؛سن ، جنس ، وضعيت تاهل ، ميزان تحصيلات همبستگي معنا داري وجود دارد يا خير؟
برچسب های مهم